تبلیغات
ارمغان تنهایی - دختری ساده
ارمغان تنهایی
از همه چیز... از همه جا... ؟؟؟
 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت




نوع مطلب : دلنوشته های من، 
برچسب ها : دلنوشته های من،

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 :: توسط : خانم ابرازی



سلام
ارغوان هستم 27 ساله
در این وبلاگ قصد دارم آرشیو کاملی از تمام اس ام اسها و سخنان و احادیث و کلا هر مطلب یا عکس جالبی را جمع آوری کنم و قرار بدم. امیدوارم براتون مفید باشه.
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو